خرید بک لینک
بابت شغل جدید که از ابتدای سال 1376 باید آغاز میشد، ماهیانه سیصدهزار تومان برای من، بهعنوان حقوق درنظر گرفته شده بود، بهعلاوة دودرصد از سود سالیانة شرکت جدید بهعنوان پاداش، که طبق برآورد خودشان چیزی معادل دهملیون تومان در سال بود. من این ارقام را در خواب هم نمیدیدم. خیلی خوشحال بودم و احساس میکردم به تمام آرزوهایم رسیدهام. جالب اینکه این مبالغ، بدون پیشنهادی از سوی من، درنظر گرفته شده بود. درس بزرگی بود؛ کسانی که از محاسبة یک ریال هم نمیگذشتند، چگونه با این پیشنهاد احساس مسئولیت مرا در قبال کارم بیشتر کردند.
دو ماه تا پایان سال وقت داشتم و در این دو ماه بایستی علاوهبر مدیریت کارخانة قبلی که برعهدهام بود، بعضی از فعالیتهای اداری ازجمله ثبت شرکت، گرفتن مجوزهای لازم و ... را نیز برای شرکت جدید انجام میدادم. آنها یک ماشین و یک راننده در اختیارم گذاشتند تا این امور را با کمک او انجام دهم. همان سهامدار دوستداشتنی نیز مسئول هماهنگی و ارتباطات بعدی با من شد تا گزارشات لازم را به او بدهم. نامش آقای سالاری بود. اولین درخواستش از من، ثبتنام و شرکت در یک کلاس مکالمة زبان انگلیسی بود. بیدرنگ پذیرفتم و پس از طی پنج ماه، بهراحتی میتوانستم مکالمات انگلیسی را انجام دهم. یاد گرفته بودم که برای تغییر لهجه و یادگیری یک زبانِ دیگر، نباید روی لهجه و زبان مادریام تعصب داشته باشم.
در این مدت کارهای اداری، جهت ثبت شرکت و تهیة طرح توجیهی برای گرفتن وام از بانک، انجام شده بود. مکاتباتی را نیز با سه شرکت تولیدکنندة ماشینآلات در آلمان انجام داده بودیم. بهتازگی بحث استفاده از اینترنت در کشور مطرح شده بود و آلمانیها اصرار داشتند که از طریق پست الکترونیک با هم مکاتبه داشته باشیم. روزی به آقای سالاری گفتم:
ـ ما هنوز کار با کامپیوتر را بهخوبی نمیدانیم و آنها چه توقعاتی از ما دارند!
آقای سالاری که در آن زمان 65 ساله بود جواب داد:
ـ پسرم شنیدهام که اگر تا سال 2000 میلادی کامپیوتر ندانی، کمسواد و اگر انگلیسی ندانی بیسواد محسوب میشوی. ما باید بهروز باشیم و از اختراعات جدید نهایت استفاده را ببریم. وقتی هزینة پست یک پاکتنامه یا هزینة تماس تلفنی با اروپا اینقدر گران است، چرا از ایمیل استفاده نکنیم؟!
از اینکه شخصی به این سن از علوم روز سردربیاورد، تعجب کرده و خجالت کشیدم و با خود فکر کردم که چقدر از او عقبم. واقعاً لیاقت ثروتمند شدن را داشت. همان شب در یک کلاس کامپیوتر ثبتنام کردم و دورههای مقدماتی و پیشرفته را طی چهار ماه گذراندم. یک آدرس پست الکترونیک برای خودم ساختم و ازآنپس، مکاتبات را از طریق آن انجام میدادم. الآن متوجه میشوم که آن روزها چقدر سرعت اینترنت پایین بود، ولی در آن زمان و با آن شرایط نیز از کار با اینترنت بسیار لذت میبردم.
ادامه دارد ...
از کتاب " تا مدیریت " نوشته رضا جوشن
برچسبها: رضا جوشن, تا مدیریت, مربی بهره وری
|+| نوشته شده توسط رضا جوشن در |

برچسب: نویسنده: مینا محمدپور تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 14:38

صفحه بندی