تاریخچه بررسی از مرجع کوچینگ طبق کپی رایت :
بررسی از مرجع کوچینگ طبق کپی رایت (Coaching) با مفهوم امروزی برای اولین بار توسط توماس لئونارد در اواسط سال ۱۹۸۰ میلادی در ایالات متحده آمریکا مطرح شد و در سال ۱۹۹۵، فدراسیون بین المللی کوچینگ (International Coach Federation) پایه گذاری گردید.
تعریف فدراسیون بینالملی کوچینگ (ICF)
“کوچینگ یک همکاری و مشارکت بین کوچ و مراجع است؛ که در طی آن، مراجع با استفاده از تفکر عمیق و خلاقیت خود، تواناییهای شخصی و حرفهای خود را افزایش میدهد”
بهترین ترجمه ای که درزبان فارسی برای کوچینگ می توان در نظر گرفت، "مربی گری" هست؛ و بر همین اساس عنوان "مربی" را نیز می توان به جای کوچ (Coach) به کار برد.
چرا کوچینگ؟
اصولا تمامی انسان ها تمایل زیادی به رشد و پیشرفت داشته و مهمتر اینکه می خواهند هر چه آسانتر و سریعتر به آن برسند، از همین رو معمولا افراد از کوچینگ استفاده می کنند تا به چنین هدفی دست یابند؛ در کوچینگ رابطه ای بین کوچ و کوچی (مراجع) ایجاد می شود که موجب حرکت می شود، اهداف بهتری تعریف و تدوین می شود، فرد مهارت های جدیدی به دست می آورد و در نتیجه به موفقیت بیشتری می رسد. افراد با استفاده از کوچینگ جدی تر می شوند، اقدامات و کوشش های آنها مؤثرتر و متمرکزتر می شود؛ روحیه آنها تقویت می شود و با آرامش و تعادل بیشتری اهداف خود را پیگیری می کنند.
کوچینگ در مورد تغییر و تحول است و کوچ (Coach) یک شتابدهنده برای ایجاد تغییر است؛ کوچینگ به افراد کمک می کند تا بتوانند در زمان کوتاه تری، تغییرات ماندگارتری در خود ایجاد کنند. حرفه کوچینگ در طول سی سال گذشته در کل جهان، نشان داده که برای مراجعین نتایج مهم و مطلوبی به همراه داشته است.
در سال ۲۰۱۴ در طی یک مطالعه جهانی بر روی مراجعین کوچینگ از طرف فدراسیون جهانی کوچینگ در رابطه با افرادی که کوچ شده اند، نتایج زیر به دست آمد:
- 80 درصد اعتماد به نفس شان افزایش یافته است
- 73 درصد روابط شان بهبود یافته است
- 70 درصد عملکرد کاری شان بهبود یافته است
- 61 درصد مدیریت کسب و کارشان بهبود یافته است
- 57 درصد مدیریت زمان شان بهبود یافته است
- 51 درصد عملکرد تیمی شان بهبود یافته است
و از کسانی که مورد تحقیق قرار گرفته اند، 99 درصد عنوان کرده اند که تقریبا یا به طور کامل از تجربه کوچ شدن راضی اند و 96 درصد گفتنه اند که دوباره این کار را انجام می دهند.
روانشناسی مثبت گرا، پایه و اساس مهارت کوچینگ:
روانشناسی مثبت گرا را با مارتین سلیگمن می شناسند؛ او دانش روانشناسی را به دو حوزۀ اصلی تقسیم می کند:
1- بخش اول: زیرمجموعه ای از روانشناسی است که برای شناخت و درمان بیماری های ذهنی و روانی به کار گرفته می شود و معمولا با عنوان روانشناسی نابهنجاری ها (Abnormal Psychology) از آن نام برده می شود.
2- بخش دوم: مباحثی است که می کوشد به انسان های سالم برای زندگی بهتر کمک کند؛ همان حوزه ای که مارتین سلیگمن برای ترویج و تثبیت آن تلاش کرده و بنام روانشناسی مثبت گرا (Positive Psychology) شناخته می شود.
سلیگمن بارها تأکید کرده است که روانشناسی طی دهه های اخیر، عمر خود را فقط به حوزه نخست اختصاص داده و حوزه دوم کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ او متوجه شد تمرکز عمده روانشناسی قرن بیستم روی نقاط ضعف، عیب ها، آسیب ها و ترمیم آسیب ها بوده است و از توجه به توانائی ها و نقاط قوت افراد برای رشد و کمال غفلت شده است.
سلیگمن پیشنهاد کرده است که روانشناسی نباید خود را به دیدگاه آسیب شناسانه محدود کند، بلکه باید به نیمه مثبت انسان نیز توجه نماید و از تمام توانایی ها و نقاط قوت افراد برای ارتقای سلامت ذهنی انسان استفاده شود؛ این همان چیزی است که در کوچینگ بر آن تأکید می شود.
مؤلفه های روانشناسی مثبت گرا عبارت است از:
• شادمانی
• خوش بینی
• امیدواری
• بخشش
• قدرشناسی
• تاب آوری
• خود کار آمدی
• استقامت
• رضایت
تعریف کوچینگ:
فلسفۀ کوچینگ این است که ما انسان های کاردان، خلاق، باانرژی و توانمندی هستیم که می توانیم با یاری یک کوچ، آسانتر و سریعتر زندگی مان را بسازیم و به اهداف مان دست یابیم.
به جز تعریف کوچینگ که توسط فدراسیون جهانی کوچینگ (ICF) به عنوان مرجع در ابتدا ارائه شد، تا کنون تعاریف متعددی توسط افراد و مؤسسات مختلف ارائه گردیده است که نمونه هایی از آنها در ادامه آمده است:
- فرآیند عملی کردن توانایی های بالقوه مراجع (کوچی) و همچنین تسهیلگری جهت وصل کردن اهداف و علایق درونی به اقدامات بیرونی در جهت رسیدن به هدف (Institute Professional Excellence in Coaching-IPEC)
- کوچینگ به طور مستقیم با ارتقای عملکرد و رشد مهارت ها از طریق نوعی راهنمایی و یا آموزش ارتباط دارد. (Parsole – 1995)
- یک فرآیند مشارکتی، متمرکز بر راه حل، مبتنی بر نتیجه و سیستماتیک که در آن کوچ به تسهیل بهبود عملکرد کاری، تجربه زندگی، یادگیری خود محور و رشد شخصی مراجع می پردازد. (Grant – 1999)
- آشکار ساختن پتانسیل اشخاص برای به حداکثر رساندن عملکرد آنها، یعنی کمک کردن به یادگیری آنها به جای یاد دادن به آنها (Whitmore – 2003)
- هنر تسهیل عملکرد، یادگیری و رشد (Downdy – 2003)
- کوچینگ به معنای توسعه بخشیدن مهارت ها و دانش شخص در راستای بهبود عملکرد شغلی اوست که به طور امیدورانه منجر به دستیابی به اهداف سازمانی می شود. کوچینگ، عملکرد قوی و رشد کاری را مورد هدف قرار می دهد و البته ممکن است بر روی زندگی خصوصیِ شخص نیز اثر بگذارد. (CIDP – 2009)
- کوچینگ عبارت است از قادر ساختن افراد برای اخذ تصمیمات آگاهانه و توانمندسازی آنها برای رهبری کردن زندگی خود (Wise – 2010)
- مهارت ها و شیوه های روانشناختی که در رابطه ای یک به یک به کار بسته می شوند تا به شخص کمک کنند مدیر یا رهبر مؤثرتری باشد، این مهارت ها عموما در ارتباط با مشکلات خاص کنونی و مرتبط با کار می باشند به شکلی که مراجع بتواند این مهارت ها را با مجموعه ترفندهای مدیریتی خود در آمیزد (Peltier – 2010)
زمینه کار یک کوچ (مربی)، معالجه یک فرد ناتوان نیست، بلکه یک کوچ در زمینه شکوفاسازی توانمندی های یک فرد توانا، فعالیت می کند؛ اساسا یک کوچ با افرادی کار می کند که در سلامت روانی به سر می برند و به آنان یاری می رساند که به سطح فوق العاده ای ارتقا یابند.
ارتباط کوچینگ با بهره وری و موفقیت:
فرآیند کوچینگ، خلاء بین سطح عملکرد فعلی و سطح عملکرد مطلوب یک فرد یا تیم را شناسائی و پر می کند؛
افراد بدون کوچ، هرگز به ماکزیمم پتانسیل خود نمی رسند. (Robert Nardelli)
در واقع، با توجه به دو مطلب فوق می توان گفت کوچینگ کمک می کند تا فرد بتواند از تمام ظرفیت های بالقوه و بالفعل خود برای دستیابی به اهدافش استفاده نماید؛ که این جمله همان تعریف بهره وری (گرفتن بهترین نتیجه از شرایط موجود) است؛ و از اینرو ما معتقدیم کوچینگ به شدت باعث افزایش بهره وری افراد می گردد.
موفقیت (success) به معنای دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده است؛ موفقیت یک فرآیند است و مهمترین مهارتهای لازم برای این فرآیند عبارت است از :
- شناسایی و تعیین یک هدف درست! (هر آرزویی، هر رؤیایی و . . . یک هدف نیست!)
- تدوین یک برنامه مناسب برای رسیدن به هدف
- مدیریت مؤثر منابع و انرژی ( زمان، تغذیه، ورزش، سلامت جسم و روان و . . . )
- روش های سنجش و ارزیابی اهداف و برنامه ها
- هنر بازنگری و تغییر اهداف و برنامه ها با توجه به ارزیابی های انجام شده
- مهارت در برقراری ارتباط با سایرین برای سهولت در پیشبرد برنامه ها و برداشتن موانع
در کوچینگ با استفاده از فرآیند فوق کمک می شود تا مراجع قادر گردد با کمک مربی خود، به اهدافش رسیده و موفق شود.
1- سایر دستاوردهای کوچینگ
علاوه بر افزایش بهره وری و استفاده حداکثری از ظرفیت فرد برای دستیابی به اهداف تعیین شده، کوچینگ می تواند دستاوردهای زیر را نیز به همراه داشته باشد:
- هنر دستیابی به اهداف بزرگ
- رضایت از تلاشی که می کنیم
- افزایش تمرکز
- مسئولیت پذیری
- خودباوری
- اعتماد به نفس
- باز شدن ذهن
- خلاقیت
- انگیزه
- بهبود عملکرد
- بهبود روابط
دلایل مراجعه به کوچ:
- کمک در رسیدن به موفقیت از طریق توسعه نقاط قوت و ارتقای مزیت های رقابتی کوچی در بازار
- کمک به کوچی در خارج شدن از سردرگمی نسبت به مسائل زندگی و مسیر کسب و کار
- اصلاح نگرش های کوچی در جهت افزایش بازدهی کسب و کار وی
- افزایش انگیزه رشد و توسعه
- کمک به کوچی در جهت
مهارت تفویض اختیار ( و کمک گرفتن از سایرین)
مدیریت زمان
توانمندسازی فردی
خودکار آمدی
رسیدن به حداکثر توانائی ها و پتانسیل ها
- کوتاه نمودن مسیر یادگیری
- کمک به توسعه و بهبود استعدادها و به فعلیت رساندن استعدادهای بالقوه
چه کسانی می توانند از کوچینگ استفاده کنند؟
تمامی آنهایی که سلامت ذهنی و روانی داشته و تمایل دارند برای کسب موفقیت های بزرگتر در زندگی، از حداکثر ظرفیت های بالقوه و بالفعل خود به نحو شایسته استفاده کرده و از زندگی خود در این مسیر، شاد بوده و لذت ببرند و برای این کار، به یک مربی نیاز دارند.
جلسات آموزشی گروهی:
آشنایی با کوچینگ و مهارت های لازم برای قرار گرفتن در مسیر موفقیت پایدار همراه با زندگی شادمانه در قالب جلسه آموزشی 2 ساعته ای توسط آقای رضا جوشن در محل سازمان ها، شرکت ها و یا گروه های علاقمند قابل ارائه می باشد؛
جلسات کوچینگ فردی:
اصولا جلسات کوچینگ فردی به صورت هفتگی برگزار می گردد؛ برای دریافت بررسی از مرجع خدمات طبق کپی رایت کوچینگ، تعرفه مربوطه توسط فرد مراجع (کوچی) واریز و فیش مربوطه از طریق تلگرام یا واتزاپ به شماره ۰۹۳۹۲۴۰۶۲۵۹ ارسال و هماهنگی های لازم برای برقراری ارتباط نیز با همین شماره انجام می پذیرد.
برچسب:
نویسنده: مینا محمدپور
تاريخ: سه
شنبه
29 آبان
1397 ساعت: 21:50