مقدمه
اصولاً ما بیشتر از آنکه به دنبال چراها باشیم به دنبال چگونه ها هستیم! در اکثر آموزشxadها نیز روشxadهای چگونگی انجام یک کار گفته میxad شود و نه فلسفۀ انجام آن؛ مثلاً در آموزش و پرورش، ریاضیات را با متدهای مختلف و متعددی آموزش می xadدهند امّا کمتر معلمی پیدا می xadشود که به دانشxad آموزان خود بگوید چرا باید ریاضیات را یاد بگیریم و شاید به همین دلیل هم است که بسیاری از دانشxad آموزان انگیزۀ زیادی برای یادگیری این درس ندارند و یا انگیزۀ آنxadها پایدار نمی xadماند؛
این در حالیست که ما اگر چرایی را بدانیم، به احتمال خیلی بیشتری قادر خواهیم بود تا چگونه xadها را بیابیم (به قول نیچه: آنکه چرایی دارد، با هر چگونهxad ای خواهد ساخت)
در رابطه با بهره - xad وری هم این موضوع تا حد زیادی مصداق دارد، اغلب مدیران و مشاوران به دنبال آموزش و آموختن تکنیک xadهای بهره - xad وری هستند غافل از اینکه فلسفه - و چرائی آنxadرا بدانند یا تلاش کنند قبل از پرداختن به تکنیک xadها و روشxad های بهرهxad وری، ابتدا فلسفۀ بهره xadوری را به همکاران خود بگویند و در نتیجه در بیشتر اوقات پروژهxad های بهرهxad وری با شکست روبرو شده و یا نتایج و دستاوردهای مطلوبی به همراه ندارد.

بهرهxad وری از تخصص تا فلسفه -
با توجه به مقدمۀ فوق، به نظر میxad رسد مقولۀ بهرهxad وری به لحاظ تئوریxad های تخصصی (چگونگیxad ها)، راه خود را پیدا کرده و در مسیر بلوغ خود در حرکت است امّا به لحاظ فلسفه (چرائی xadها) هنوز راه درازی را در پیش رو دارد! تعاریفِ حالِ حاضرِ بهره xadوری نیز حاکی از همین موضوع است؛ بهxad طور مثال:
بازدهی یا راندمان:
یکی از تعاریفی که برای بهرهxad وری وجود دارد، نسبتِ خروجیxad ها به ورودیxad ها ست؛ امّا این تعریف بیشتر از آنکه میزانِ بهرهxad وری را نشان دهد، نشانxad دهنده بازدهی است و یا مثلاً برخی، نسبت تولیدِ سالم به کلِّ تولید را مترادف بهرهxad وری میxadدانند در حالیکه این نسبت، نشانxad دهنده راندمان است؛ نقدی که به این دو تعریف از دیدِ بهره xadوری می تواند وجود داشته باشد آن است که بازدهی تجهیزات و سرمایه و ساختمان را در کنارِ بازدهی نیروی انسانی قرار میxad دهد، حال آنکه بهرهxad وری نیروی انسانی بسیار فراتر از این میxad تواند باشد.
کارائی و اثربخشی:
دکتر جوران، بهرهxad وری را انجامِ درستِ کارِ درست می xadداند و بر اساسِ این تعریف، استانداردهای مربوط به سیستم مدیریت کیفیت، بهرهxad وری را مجموع کارائی (میزان منابع مورد استفاده) و اثربخشی (دستیابی به نتایج مطلوب) بیان کردهxad اند و سپس اندیشمندان مدیریت، این تعریف را بهبود داده و بهxad جای مجموع، حاصلِxad ضربِ کارائی و اثربخشی را مترادفِ بهرهxad وری دانسته xadاند؛ امّا آیا واقعاً اگر کارِ درستی به شیوه xadای درست انجام گیرد، معنایش آن است که بهرهxad وری بالا بوده است؟! پس جایگاه خلاقیت، در کجای این تعریف قرار میxadگیرد؟! آیا یک فرد خلاق و یک فرد معمولی، اگر هر دو یک کار درست را به xadطور درست انجام دهند، آیا معنایش این است که بهرهxad وری هر دو نفر به یک اندازه است؟!

نقشِ انسان در بهرهxad وری
به نظر میxad رسد لازم است نقشِ انسان در تعاریفِ بهرهxad وری بهxad صورتِ پررنگxad تری موردِ توجه قرار گیرد و به عبارتی اصطلاحِ بهرهxad وری نیروی انسانی در کنار و هم ردۀ اصطلاحاتی مانند بهره xadوری ماشین آلات و بهرهوری سرمایه و بهره وری ساختمان نیاید!
از همین رو از بین تمامی تعاریف بهره وری، تعریف زیر می تواند مناسب تر و مؤثرتر باشد:
بهره وری یعنی گرفتنِ بهترین نتیجه از شرایط موجود
این تعریف علاوه بر در برداشتن تعاریف قبلی، نقش انسان را نیز مورد توجه قرار داده است؛ علاوه بر آن از این تعریف، چنین استنباط می شود که بجای استفادۀ حداقلی از امکانات و منابع، می توان با مدیریتِ درست بر روی منابع موجود (همۀ ظرفیت ها) به نتایج بهتر و مطلوب تری دست یافت.

دستاوردهای این تعریف:
در دل این تعریف، 4 دستاورد نهفته است:
1. گرفتنِ بهترین نتیجه از شرایط موجود، تنها و تنها از عهدۀ انسان بر می آید؛ ماشین آلات و تجهیزات و سرمایه نمی توانند در شرایط یکسان، نتایج متفاوتی به بار آورند؛ تنها انسان است که قادر به گرفتن نتایجی متفاوت از شرایط، منابع و امکانات موجود است و تنها با این تعریف است که می توان بهره وری دو انسان یا دو گروه انسانی را با یکدیگر مقایسه کرد.
از اینرو در این تعریف، انسان از اهمیت بسزایی برخوردار می گردد و بنابراین به انسان به عنوان مهمترین رکنِ بهره وری می بایست توجه ای ویژه گردد.
در همین راستا، شرکت ها و سازمان ها در تلاشند تا توانمندی های افراد خود را ارتقا داده و نشاط و سرزندگی را در بین آنها افزایش دهند؛ همچنین تمامی فعالیت ها و آموزش هایی که در زمینه علوم انسانی در شرکت ها انجام می گیرد در همین راستاست؛ آموزش هایی از قبیل:
مهارت های ارتباطی مؤثر
مدیریت استرس
انگیزش
مدیریت بر خویشتن و توسعه مهارت های فردی
مهارت های زندگی و مباحث خانواده
و . . .
و . . .
2. دومین دستاورد این تعریف، مسئولیت پذیری است؛ با پذیرش این تعریف، یکی از مفاهیمی که به ذهن متبادر می گردد این است که من! باید بهترین نتیجه را از شرایط موجود بگیرم، به عبارتی مسئولیت وضعیت فعلی من بر عهدۀ خودم هست. این طرز فکر باعث می شود بجای مقصر قلمداد کردن شرایط و دیگران، دست به کار شده و قدم بر داریم.
منظور از مسئولیت پذیری، این نیست که خودمان را مقصر تمام اتفاقات زندگی خود بدانیم یا تأثیر شرایط و دیگران را نادیده انگاریم، بلکه منظور اصلی این است که با وجودِ شرایطِ فعلی و با پذیرش تمامیِ اتفاقات، در حال حاضر من چه کاری باید بکنم؟ چگونه می توانم حرکت کنم؟ و . . .
پذیرفتن مسئولیت زندگی و کم کردن توقعات از دیگران، تا حد زیادی به ما کمک می کند تا آیندۀ خود را با استقلال بیشتری بسازیم.
3. همچنین این تعریف، ذهنیتی نتیجه گرا و هدفمند به ما می دهد؛ انسان بهره ور، انسانی هدفمند است و می داند به دنبال چه نتیجه ای است. چنین فردی در هر لحظه در مسیر هدف یا اهداف خود در حرکت است و سایر ابعاد و فعالیت های زندگی خود را در مسیر آن چیدمان می کند، دقیقاً برعکس فردی که هدف مشخصی را دنبال نمی کند و در نتیجه هیچ یک از اتفاقات زندگیش را مساعد و خوش یمن نمی داند.

از همین روست که افراد بهره ور، اغلب خود را خوش شانس می دانند، چرا که آنها می دانند هر اتفاقی را چگونه باید یاری دهنده اهداف خود قرار دهند!
آموزشی مثل هدف گذاری و برنامه ریزی و یا پروژه سازمانی مدیریت استراتژیک به همین منظور و در همین قسمت می تواند به افراد و سازمان ها کمک کند.
4. آخرین دستاورد این تعریف، توجه به شرایط موجود است؛ بر اساس این تعریف (بهره وری یعنی گرفتن بهترین نتیجه از شرایط موجود)، فرد بهره ور دائماً به دنبال بهبود شرایط موجود خواهد بود، چنین فردی به جای بغل کردن زانوی غم، ترجیح می دهد قدمی بردارد و حرکت کند، هر چند این قدم، کوچک باشد اما به نظر او از نشستن و غصه خوردن بهتر است؛ بهره وری باعث می گردد ما برای دستیابی به نتایج مورد نظرمان، شرایط و امکانات را با خود همسو کنیم و هر جا لازم است آنها را بهبود دهیم؛ در واقع تغییر شرایط موجود یکی از مهارتهایی می شود که فرد بهره ور مجبور به آموختنش می شود؛
پیاده سازی نظام آراستگی محیط کار و کایزن، از جمله پروژه هایی هستند که بدین منظور مورد استفاده در سازمان ها قرار می گیرند.


حالِ خوب
به جرأت می توان گفت، هر کاری، هر اختراع یا اکتشافی، هر نظریه ای و هر علمی برای ایجاد و افزایش حالِ خوب (رفاه، ثروت، آرامش، آسایش و . . . ) در انسان ها ارائه می شود؛ قطعاً بهره وری هم از این موضوع مستثنی نبوده و در نتیجه مهمترین دستاورد بهره وری و اصلی ترین فلسفۀ آن را می توان ایجاد حالِ خوب در انسان ها دانست!
اما چگونه بهره وری باعث حال خوب خواهد شد؟
با توجه به چهار دستاورد بهره وری، 2 خصوصیت در انسان بهره ور به وجود می آید:
الف) عزت نفس و خوشبختی
عزت نفس یعنی دوست داشتن خود تحت هر شرایطی
انسانی که مسئولیت زندگی خود و وضعیت و جایگاه خود را بپذیرد و برای دستیابی به اهدافش در تلاش بوده و همواره در حال بهبود شرایط و برداشتن موانع و محدودیت ها باشد، از عزت نفس بالایی برخوردار می گردد، چنین شخصی به انسان ها اهمیت داده و خود و دیگران را دوست خواهد داشت؛ او فردی با عزت نفس بالا خواهد بود.
از طرفی خوشبختی یعنی رضایت از خویشتن در لحظه اکنون؛ فرد خوشبخت این نگرش و این مهارت را در خود توسعه خواهد داد که چگونه در هر لحظه از داشته های خود احساس رضایت نماید و از همین رو می توان دو تعریف خوشبختی و عزت نفس را بسیار به هم نزدیک دانست؛ بنابراین انسان بهره ور، می تواند احساس خوشبختی کند.
ب) اعتماد به نفس و موفقیت:
از طرفی اعتماد به نفس یعنی داشتن اعتماد به خود در یک زمینه مشخص و یک مهارت خاص به نحوی که این جسارت و جرأت را پیدا کنیم که دست به امتحان مهارت بعدی بزنیم؛ کسی که هدفمند است به خوبی می داند که برای دستیابی به هدفش می بایست مهارت های خود را ارتقاء دهد و در نتیجه چنین فردی دارای اعتماد به نفس بالایی خواهد بود.
از سوی دیگر موفقیت به معنای داشتن هدف و دستیابی به آن است و بنابراین می توان دو تعریف اعتماد به نفس و موفقیت را در کنار یکدیگر قرار داده و گفت که انسان بهره ور می تواند احساس موفقیت داشته باشد.
با توجه به دو مورد (الف) و (ب)، می توان بیان کرد که فرد بهره ور همواره دارای دو ویژگی یا دو احساسِ خوشبختی و موفقیت خواهد بود که این دو ویژگی (به عنوان دو بال زندگی) باعث ایجاد حالِ خوب در انسان می گردد.

نتیجه گیری
بهره وری می تواند باعث ایجاد حالِ خوب در جامعه گردد، امّا ابتدا می بایست فلسفۀ بهره وری در سطح اجتماع تبیین و تفهیم گردد تا انگیزۀ لازم برای یادگیری تکنیک ها و مهارت های بهره وری در افراد ایجاد شود.
پایان
فیلم یک دقیقه ای تعریف بهره وری از زبان رضا جوشن
مقاله بالا در قالب یک فیلم آموزشی سه دقیقه ای (اسلاید آموزشی و توضیح)
مثلث بهره وری از نگاه رضا جوشن (چهار دقیقه)
مقاله فوق، در قالب یک سمینار آموزشی 4 ساعته با عنوان "مهارت های بهره وری فردی" در محل سازمان های متقاضی، توسط آقای رضا جوشن قابل ارائه می باشد؛ برای برگزاری این سمینار آموزشی در سازمان خود، روی عکس زیر کلیک فرمائید:
برچسب:
نویسنده: مینا محمدپور